ریچارد هاس، رئیس افتخاری شورای روابط خارجی آمریکا
جنگ ایران طی شش ماه نخست، با وجود اختلال گسترده در بازار انرژی، هنوز قابل مدیریت بود. تنگه هرمز عملاً بخش بزرگی از تردد دریایی را از دست داده بود؛ مسیری که پیش از جنگ حدود ۲۰ درصد تجارت جهانی گاز طبیعی مایع و سهمی حتی بیشتر از تجارت نفت از آن عبور میکرد. با این حال، افزایش تولید نفت در آمریکا، برزیل، کانادا، گویان و آرژانتین، برداشت گسترده از ذخایر اضطراری، کاهش تقاضا در آسیا و استفاده از مسیرهای جایگزین، از تبدیل اختلال بازار به یک بحران جهانی جلوگیری کرد.
اما اکنون این سازوکارهای جبرانی نیز در حال فرسایش است. در اواسط سپتامبر، حوثیهای یمن کنترل بخش بزرگی از سواحل غربی یمن و مناطق پیرامون تنگه بابالمندب را به دست گرفتند؛ مسیری که مهمترین جایگزین برای انتقال انرژی در صورت اختلال در تنگه هرمز محسوب میشود. همزمان، حمله پهپادی یک گروه در عراق به خط لوله شرق – غرب عربستان، این مسیر حیاتی صادرات نفت را نیز موقتاً از مدار خارج کرد.
افزایش قیمت نفت و ریسک بحران جهانی
در پی این تحولات، قیمت نفت از محدوده میانه ۷۰ دلار در ماه اوت به حدود ۱۱۰ دلار در سپتامبر رسید. ادامه حملات به زیرساختهای انرژی میتواند قیمت نفت را به ۱۵۰ یا حتی ۲۰۰ دلار در هر بشکه برساند. تشدید درگیری میان عربستان و حوثیها بهویژه پس از حملات اخیر حوثیها به ریاض و ینبع، ریسک افزایش بیشتر قیمتها را بالا برده است.
ذخایر اضطراری نیز دیگر ظرفیت گذشته را ندارند. آژانس بینالمللی انرژی در ماه مارس با آزادسازی ۴۰۰ میلیون بشکه از ذخایر کشورهای عضو موافقت کرد که این بزرگترین برداشت هماهنگ در تاریخ این نهاد می باشد. ذخایر راهبردی نفت آمریکا نیز به کمتر از ۳۰۰ میلیون بشکه رسیده که پایینترین سطح از دهه ۱۹۸۰ است.
گزینههای جبرانی رو به پایان است
در حالی که تولید نفت خارج از خلیج فارس همچنان افزایش خواهد یافت، توسعه میادین جدید و زیرساختهای انتقال به سالها زمان نیاز دارد. کاهش بیشتر مصرف نیز هزینههای اقتصادی سنگینی خواهد داشت و میتواند به تعطیلی کارخانهها، اختلال در حملونقل و کاهش فعالیت اقتصادی منجر شود.
در چنین شرایطی، کاهش صادرات گاز طبیعی مایع میتواند بازار برق و گرمایش، بهویژه در اروپا با نزدیک شدن زمستان، را تحت فشار قرار دهد. کمبود سوخت و کود نیز میتواند هزینههای کشاورزی و مواد غذایی را افزایش دهد. بخش بزرگی از کشورهای جهان به واردات انرژی وابستهاند و تداوم بحران میتواند فشار تورمی و مالی شدیدی بر آنها وارد کند.
بازگشت به دیپلماسی؛ گزینه پیشنهادی برای مهار بحران
در این شرایط، راهکار پیشنهادی گزارش، بازگشت آمریکا به مسیر دیپلماسی است. بر اساس این دیدگاه، توافق جدید میان واشنگتن و تهران باید علاوه بر آتشبس، توقف حملات به زیرساختهای انرژی، تضمین امنیت مسیرهای دریایی و سازوکاری برای پایبندی طرفین را شامل شود. همزمان، عربستان نیز باید برای رسیدن به آتشبس جداگانه با حوثیها وارد مذاکره شود. چنین توافقی میتواند شامل مشارکت سیاسی حوثیها در آینده یمن و سهمی از درآمدهای نفتی این کشور باشد.
ادامه جنگ، از نگاه این گزارش، خطر تبدیل بحران منطقهای به بحران اقتصادی جهانی را افزایش میدهد. در صورت تداوم حملات به تأسیسات نفت و گاز، ابزارهای جبرانی موجود برای مقابله با کاهش عرضه محدود شدهاند. در مقابل، یک توافق دیپلماتیک میتواند به کاهش قیمت انرژی، مهار تورم، بازگشت امنیت مسیرهای دریایی و کاهش فشار بر اقتصاد جهانی منجر شود.
به گزارش فرارو به نقل از نشریه فارن افرز



