رسانه تخصصی روابط بین الملل (دیپلماسی پلاس)

نبرد بر سر کمربند راهبردی یمن؛ مارب، تعز و لحج در یک معادله

https://ravijahan.ir//?p=13333
پیگیری نقشه منازعه نشان می‌دهد که پراکندگی درگیری‌ها به معنای پراکندی راهبرد جنگی انصارالله نیست و صنعا به دنبال آن است تا شبکه‌ای پیوسته از منابع انرژی، جاده‌ها، ارتفاعات، بنادر و گذرگاه‌های راهبردی را در اختیار بگیرد

اوضاع نظامی در یمن شاهد تحولات سریعی است. درگیری‌ها بین انصارالله با نیروهای وابسته به عربستان  در جبهه‌های متعدد از مأرب در شمال تا تعز و مناطق جنوبی‌تر ادامه دارد و در این میان به گفته انصارالله در 24 ساعت گذشته سعودی‌ها استان‌های صنعا، صعده و عمران را هدف حملات هوایی متعدد قرار داده‌اند.

در میانه این تنوع در جبهه‌های درگیری‌، باید توجه داشت که نقشه جنگ از سوی انصارالله تنها بر اساس تصرف شهرها و روستاها دنبال نمی‌شود، بلکه کنترل منابع انرژی، ارتفاعات، جاده‌های ارتباطی و گذرگاه‌های راهبردی می‌تواند سرنوشت جبهه‌های مختلف را به یکدیگر گره بزند.

بر این اساس، مارب در شمال، تعز در مرکز-غرب و لحج در جنوب، اگرچه از نظر جغرافیایی فاصله دارند، اما در تحولات اخیر در قالب یک معادله به هم پیوسته ظاهر شده‌اند؛ معادله‌ای که یک سوی آن به منابع نفت و گاز مارب و سوی دیگر آن به ساحل غربی، المخا و باب‌المندب می‌رسد.

مارب؛ نبرد بر سر انرژی و جغرافیا

تمرکز نبرد در مارب از آن جهت اهمیت دارد که این استان آخرین دژ مهم باقی‌مانده نیروهای مخالف انصارالله در شمال و یکی از مهم‌ترین مراکز انرژی کشور است. میدان‌های نفت و گاز و زیرساخت‌های انرژی مارب، این منطقه را به یکی از مهم‌ترین منابع بالقوه درآمد برای هر طرفی تبدیل کرده که بتواند کنترل آن را در دست بگیرد.

از این منظر، نبرد مارب صرفاً یک رویارویی نظامی بر سر یک استان نیست. کنترل این منطقه می‌تواند هم‌زمان سه پیامد داشته باشد: تضعیف یکی از مهم‌ترین پایگاه‌های جبهه مخالفان، دسترسی به منابع انرژی و ایجاد اهرم سیاسی در مذاکرات آینده.

به گفته صدام الحریبی، مفسر سیاسی یمنی در گفتگو با الجزیره، دسترسی به منابع نفت و گاز مارب بیش از یک دهه یکی از اهداف انصارالله بوده است. وی تأکید کرده که در صورت تسلط بر این منطقه، این گروه می‌تواند از کنترل منابع انرژی به‌عنوان اهرمی برای دستیابی به شرایط مطلوب‌تر در هرگونه تلاش میانجی‌گرانه آینده استفاده کند.

بنابراین، اهمیت مارب را باید فراتر از یک پیروزی میدانی ارزیابی کرد. تصرف این منطقه می‌تواند ساختار قدرت دولت یمن را با ضربه‌ای جدی مواجه کند؛ موضوعی که آدام بارون، عضو برنامه امنیت آینده اندیشکده نیو آمریکا در گفتگو با الجزیره، آن را از منظر پویایی داخلی یمن یک «نقطه سرنوشت‌ساز» توصیف کرده است. او در عین حال تأکید می‌کند که نبرد برای مارب دشوار خواهد بود، زیرا نیروهای دولتی آن را نبردی موجودیتی تلقی خواهند کرد.

اهمیت مارب البته تنها به انرژی محدود نمی‌شود. موقعیت جغرافیایی این استان، آن را در شاهراه مسیر ارتباطی میان شمال یمن و استان‌های جنوبی از جمله شبوه و المهره قرار داده است. در نتیجه، کنترل مارب می‌تواند بر امکان جابه‌جایی نیروها و دسترسی به مناطق جنوبی نیز اثر بگذارد.

از همین رو، پیروزی در مارب علاوه بر آثار نظامی و اقتصادی، دارای کارکرد تبلیغاتی نیز خواهد بود. یک پیروزی بزرگ در این جبهه می‌تواند چشم انداز جدیدی از موازنه قدرت در صحنه تحولات داخلی یمن به سود تسلط انصارالله بر اکثریت جغرافیای کشور به دست دهد و نیروهای صنعا ظرفیت دستیابی به پیروزی‌های بزرگ‌تر را دارند.

تعز؛ گره اتصال شمال، جنوب و ساحل

در سوی دیگر، تعز به یکی از مهم‌ترین میدان‌های نبرد تبدیل شده است؛ استانی که اهمیت آن بیشتر از هر چیز به موقعیت جغرافیایی و شبکه راه‌های آن بازمی‌گردد.

تعز میان مناطق تحت کنترل انصارالله در شمال و غرب و مناطق تحت کنترل مخالفان آنها در جنوب قرار گرفته و جاده‌های عبوری از این استان، بخش‌های مختلف یمن را به یکدیگر متصل می‌کنند. در واقع تعز در مرکز شبکه‌ای از جاده‌ها قرار دارد که به المخا، ساحل غربی، عدن و دیگر مناطق تحت کنترل مخالفان حوثی‌ها متصل می‌شود. بنابراین، کنترل تعز می‌تواند مستقیماً بر خطوط تدارکاتی، جابه‌جایی نیروها و حتی حمل‌ونقل تجاری تأثیر بگذارد.

عامل دیگری که تعز را به میدان نبردی حساس تبدیل کرده، ساختار کوهستانی آن است. ارتفاعات این استان امکان دیده‌بانی و کنترل بر جاده‌ها، روستاها و دره‌های اطراف را فراهم می‌کنند و به همین دلیل، تصرف یک ارتفاع یا گذرگاه کوچک می‌تواند در مقیاسی بزرگ‌تر بر موازنه نظامی اثر بگذارد.

این اهمیت در جریان درگیری‌های اخیر نیز آشکار شده است. درگیری‌ها از جبهه العقرض در جنوب شرقی تعز آغاز شد و سپس به مناطقی همچون بنی‌بکری، حمیر، الکداحة و جبل هان گسترش یافت. منابع وابسته به عدن مدعی دفع حملات ارتش و نیروهای مردمی صنعا طی ساعات گذشته شده‌اند، اما شواهد حاکی از پیشروی‌های قابل ملاحظه انصارالله در این استان است.

اما اهمیت اصلی تحولات تعز در خصوص باب المندب قابل ارزیابی است.

المخا و باب‌المندب؛ حلقه‌ای که معادله را منطقه‌ای می‌کند

درک تحولات تعز بدون توجه به تحولات ساحل غربی دشوار است. نیروهای انصارالله در هفته‌های اخیر تلاش کرده‌اند کنترل خود را بر مناطق ساحلی تثبیت کنند و فشار بر تعز نیز بخشی از همین راهبرد به نظر می‌رسد.

در این چارچوب، تصرف المخا اهمیت ویژه‌ای پیدا می‌کند. المخا در امتداد ساحل دریای سرخ قرار دارد و مسیر آن به سمت باب‌المندب کشیده می‌شود؛ آبراهی که دریای سرخ را به خلیج عدن متصل می‌کند و یکی از مهم‌ترین مسیرهای کشتیرانی جهان به شمار می‌رود. عرض این تنگه حدود ۲۰ کیلومتر و سهم آن از تجارت جهانی پیش از تشدید درگیری‌ها حدود ۱۲ درصد برآورد می‌شود.

بنابراین، مسئله برای انصارالله فقط دستیابی به ساحل نیست؛ بلکه ایجاد یک عمق جغرافیایی و نظامی برای حفاظت از مناطق ساحلی تازه تصرف‌شده اهمیت دارد. اگر تعز بتواند به‌عنوان پایگاهی برای نیروهای مخالف عمل کند، مناطق ساحلی تحت کنترل صنعا همچنان در معرض ضدحمله قرار خواهند داشت. به همین دلیل، قطع مسیرهای ارتباطی تعز با المخا و جنوب، بخشی از تلاش برای تثبیت دستاوردهای ساحلی است.

در واقع می‌توان گفت انصارالله در حال دنبال کردن یک منطق «اتصال جبهه‌ها» هستند؛ یعنی تصرف یک منطقه ساحلی بدون تأمین امنیت راه‌های منتهی به آن، دستاوردی شکننده خواهد بود. به همین دلیل، فشار بر غرب و جنوب غربی تعز و تلاش برای قطع مسیرهای تدارکاتی باید در امتداد عملیات ساحلی تحلیل شود، نه به‌عنوان مجموعه‌ای از درگیری‌های جداگانه.

ارتفاعات تعز؛ نیمه پنهان نبرد بر سر ساحل

یکی از مهم‌ترین ابعاد این معادله، اهمیت ارتفاعات غرب تعز است. در جغرافیای کوهستانی یمن، کنترل ساحل بدون کنترل نقاط مرتفع مشرف بر آن می‌تواند دشوار باشد. از همین رو، مناطق کوهستانی مانند الکدحة، رسن، جرداد و کهبوب اهمیت مضاعفی پیدا کرده‌اند.

این موضوع نشان می‌دهد که جنگ در یمن صرفاً نبرد بر سر شهرها نیست؛ بلکه جنگ بر سر «هندسه جغرافیایی» نیز هست. جاده، ارتفاع، گذرگاه و ساحل در کنار یکدیگر شبکه‌ای را تشکیل می‌دهند که کنترل آن می‌تواند توانایی یک طرف برای جابه‌جایی نیرو و تدارکات را افزایش و توان طرف مقابل برای ضدحمله را کاهش دهد.

از این زاویه، منطقه‌ای که می‌توان آن را «عمق داخلی باب‌المندب» دانست، شامل بخش‌هایی از الحدیده، تعز و لحج است. جاده‌ها و ارتفاعات این منطقه مسیر حرکت نیروها را تعیین می‌کنند و تثبیت کنترل بر آنها می‌تواند فشار بر مناطق ساحلی تازه تصرف‌شده را کاهش دهد.

لحج؛ حلقه جنوبی معادله

در جنوب تعز، استان لحج نیز به تدریج وارد همین معادله می‌شود. در روزهای اخیر درگیری بر سر تصرف ارتفاعا رشته‌کوه نعمان ادامه داشته و هر دو طرف از پیشروی‌ها در این منطقه خبر داده‌اند؛ منطقه‌ای که به دلیل اشراف بر الوازعیه و المضربه و نزدیکی به مسیرهای ارتباطی تعز با جنوب از اهمیت برخوردار است.

اهمیت لحج عمدتاً به نزدیکی آن به عدن و مناطق جنوبی بازمی‌گردد. به همین دلیل، گسترش درگیری‌ها به سمت جنوب می‌تواند پیامدهایی فراتر از یک تغییر محدود در خطوط تماس داشته باشد. در چنین شرایطی، کنترل ارتفاعات لحج می‌تواند امکان نظارت و کنترل بر مسیرهای ارتباطی را افزایش دهد.

به همین دلیل، تعز و لحج را باید دو جبهه مرتبط دانست. هر دو طرف تلاش خواهند کرد مسیرهای حمل‌ونقل و ارتباطی را ایمن کنند و مانع ایجاد مسیرهای تازه برای مانور طرف مقابل شوند.

پراکندگی در جبهه‌ مخالفان

در سوی مقابل، یکی از مشکلات ساختاری نیروهای عدن، اختلافات داخلی، نبود فرماندهی مشترک و تعدد دستورکارهای سیاسی و منطقه‌ای است. وجود این اختلافات توانایی مخالفان برای ایجاد یک نیروی کارآمد در برابر پیشروی‌های انصارالله را به شدت تضعیف کرده است و در این میان تلاش‌هایی اخیراً میان عربستان و امارات برای متحد کردن نیروها بویژه در استان حضرموت برای گشودن جبهه‌ای از شرق و کاستن از بار فشار انصارالله بر روی منطقه ساحل صورت گرفته است.

در مجموع پیگیری نقشه منازعه نشان می‌دهد که پراکندگی درگیری‌ها به معنای پراکندی راهبرد جنگی انصارالله نیست و صنعا به دنبال آن است تا شبکه‌ای پیوسته از منابع انرژی، جاده‌ها، ارتفاعات، بنادر و گذرگاه‌های راهبردی را در اختیار بگیرد. در صورت شکل‌گیری چنین پیوستگی جغرافیایی، موازنه جنگ می‌تواند از سطح یک درگیری داخلی فراتر رفته و بر معادلات دریای سرخ، خلیج عدن و مسیرهای تجاری بین‌المللی نیز اثر بگذارد/ الوقت

به اشتراک بگذارید:

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *