رسانه تخصصی روابط بین الملل (دیپلماسی پلاس)

یک کارشناس حقوق بین الملل مطرح کرد: بررسی ابعاد حقوقی حاکم بر مسائل اتمی

https://ravijahan.ir//?p=13125
اگر می خواهیم از موجودیت حقوق بین الملل دفاع بکنیم و اعتقاد داریم که تفسیر خاصی تفسیر درست و معتبر است باید به نحو حقوقی و با زبان حقوقی تلاش کنیم که تفسیر خودمان را توسعه بدهیم وگرنه تفسیر مقابل فراگیر می شود و آن وقت دیگر کاری از دست ما برنمی آید.

– دکتر سیامک کریمی استادیار حقوق بین الملل دانشگاه شهید بهشتی

 

قصد دارم در خصوص ابعاد حقوقی حاکم بر مسائل اتمی در اینجا صحبت کنیم. به این دلیل که طرف های مقابل این موضوع را به عنوان یک دلیل یا بهانه ای برای حمله به ایران مطرح کردند. در حقیقت از دو زاویه حقوقی و نظامی تلاش شده است که برنامه اتمی ایران متوقف شود. در خصوص مسائل حقوقی لازم است که به پیمان منع گسترش سلاح های اتمی موسوم به ان پی تی اشاره کنیم. این پیمان دو دسته دولت ها را شامل می شود. دولت هایی که تا زمان امضای این معاهده نسبت به انجام یک آزمایش اتمی اقدام کردند و در نتیجه دولت های دارای بمب اتمی به شمار می آیند و دولت هایی که فاقد بمب اتم هستند. بر اساس این معاهده دولت های فاقد بمب اتم حق استفاده صلح آمیز از انرژی اتمی را دارند و البته نباید برای اکتساب بمب اتم تلاش نمایند. در طول سال ها پس از این معاهده به خصوص در دهه 1990 به این سمت دولت های دارای بمب اتم یعنی فرانسه آمریکا روسیه چین و بریتانیا تلاش کردند تفسیر بدیعی از این معاهده ایجاد کنند. بر اساس این تفسیر اگر دولتی قصد استفاده صلح آمیز از انرژی اتمی را دارد باید به دنیا نشان دهد و اثبات کند که نمی خواهد بمب اتم بسازد. به عبارت دیگر آنها حق استفاده صلح آمیز از انرژی اتمی را یک حق مشروط معرفی کردند که تنها از طریق پیوستن به پادمان ویژه یا همان پروتکل الحاقی قابل تحقق است.

این پروتکل الحاقی دسترسی های ویژه ای به سازمان بین المللی انرژی اتمی می دهد تا بتواند نظارت ویژه ای بر برنامه اتمی دولت ها داشته باشد تا احراز کند که این برنامه انحرافی به سمت مقاصد نظامی ندارد. همین تفاسیر و البته اختلافات واقعی دیگر میان ایران و آژانس بین المللی انرژی اتمی باعث شد تا پرونده ایران به شورای امنیت سازمان ملل متحد ارسال شود و بعد قطعنامه های تحریمی زنجیره ای علیه ایران صادر شد. در این قطعنامه ها روسیه و چین اتفاقا به خاطر همین تفسیر بود که این قطعنامه ها را وتو نکردند. این بعد حقوقی مقابله با برنامه اتمی دولت هایی است که می خواهند یک چنین فعالیت هایی داشته باشند. این مقابله یک بعد نظامی هم دارد. در بعد نظامی این دولت ها در حال تلاش هستند که این تفسیر را ایجاد کنند که اگر برنامه اتمی کشوری به زعم آن ها مشکوک بود آن برنامه یک تهدید فوری وجودی علیه جامعه جهانی به شمار می آید که توسل به جنگ علیه آن دولت را مجاز می داند. اگر نامه آمریکا و اسرائیل به هنگام شروع جنگ دوازده روزه به شورای امنیت را نگاه کنید می بینید که چندین بار این برنامه اتمی ایران را و همچنین برنامه موشکی را یک تهدید وجودی و فوری برای خود قلمداد کرده اند.

این تفسیر با آنچه که ما از حقوق بین الملل می شناسیم مغایرت دارد اما نکته همین جاست که اگر می خواهیم از موجودیت حقوق بین الملل دفاع بکنیم و اعتقاد داریم که تفسیر خاصی تفسیر درست و معتبر است باید به نحو حقوقی و با زبان حقوقی تلاش کنیم که تفسیر خودمان را توسعه بدهیم وگرنه تفسیر مقابل فراگیر می شود و آن وقت دیگر کاری از دست ما برنمی آید.

به اشتراک بگذارید:

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *