رسانه تخصصی روابط بین الملل (دیپلماسی پلاس)

جنگ افروزی مجدد آمریکا و فوبیای اقتصاد جهانی

https://ravijahan.ir//?p=13453
هرگونه اقدام نظامی جدید آمریکا، بازارهای جهانی انرژی را منفجر می‌کند و امنیت اروپا و خلیج فارس را هم‌زمان به ورطه نابودی می‌کشد.

تحولات راهبردی ماه‌های اخیر در غرب آسیا ابعاد تازه‌ای به خود گرفته که فراتر از کشمکش‌های سنتی قدرت است. تهدیدهای متقابل درباره ازسرگیری درگیری‌های نظامی میان ایران، آمریکا و رژیم صهیونیستی پرده از آسیب‌پذیری‌های بنیادین در شریان‌های اقتصاد جهانی، امنیت دیجیتال و ثبات سیاسی کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس و متحدان اروپایی آن‌ها برداشته است. در این میان متغیرهای دیپلماتیک فشرده‌ای که نمونه برجسته آن در نشست وزیران امور خارجه سازوکار منطقه‌ای «R4» و تروییکای اروپایی به همراه ایتالیا در استانبول جریان یافت، این حقیقت عریان را به تصویر می‌کشد که بحران خلیج فارس به نقطه اوج خود رسیده و هزینه‌های تداوم آن برای تمامی بازیگران، بسیار فراتر از دستاوردهای احتمالی نظامی است.

برای درک چرایی شتاب کشورهای عربی و اروپایی برای دستیابی به آتش‌بس و خروج از مخمصه جنگ، باید پیامدهای ساختاری این بحران را در سه حوزه اقتصاد کلان اروپا، شکنندگی ژئواکونومیک انرژی و فروپاشی امنیت پیرامونی کشورهای عربی واکاوی کرد.

نخستین و عیان‌ترین محرک این انفعال راهبردی در غرب، فلج‌شدن اقتصاد اروپا زیر ضربات شوک‌های متوالی انرژی و تورم ساختاری است. قاره سبز که پس از بحران‌های پیشین در لبه پرتگاه رکود قرار داشت، با انسداد احتمالی گذرگاه راهبردی هرمز و اختلال در جریان صادرات فرآورده‌های نفتی و پتروشیمی، با بحران کمبود شدید سوخت و گازوئیل دست‌وپا می‌زند. آژانس بین‌المللی انرژی هشدار داده است، افت عرضه فرآورده‌های تقطیری، توان پالایشگاه‌های اروپایی را به‌شدت کاهش داده و بهای سوخت در اقتصادهای صنعتی بزرگی مانند فرانسه را به مرز بحران رسانده است.

پیش‌بینی‌های صندوق بین‌المللی پول حاکی از رشد اقتصادی بسیار ناچیز حدود 0.6 درصد برای فرانسه در سال جاری میلادی است؛ رقمی که نشان می‌دهد اقتصاد اروپا به‌هیچ‌وجه ظرفیت تحمل موج جدیدی از شوک‌های تورمی ندارد. این بحران انرژی به‌سرعت به معیشت شهروندان سرریز کرده و موجی از اعتراضات گسترده کارگری و مدنی را در شهرهای بزرگ اروپا رقم زده است. دولت‌های اروپایی به‌خوبی آگاهند تداوم ناآرامی‌های داخلی، سقوط شاخص‌های کلیدی بازارهای مالی و هزینه‌های سرسام‌آور تأمین مالی بدهی‌های دولتی، ثبات سیاسی ساختارهای دموکراتیک آن‌ها را از درون خواهد پوساند. از این رو پافشاری اروپا بر دیپلماسی، واکنشی دفاعی برای صیانت از بقای اقتصادی خویش است.

در آن سوی آبراه خلیج فارس، کشورهای عربی منطقه با کابوس فروپاشی امنیت همه‌جانبه و اضمحلال الگوهای نوین توسعه اقتصادی روبه‌رو هستند. سال‌هاست دولت‌های امارات، عربستان و دیگر شرکای منطقه‌ای کوشیده‌اند با تکیه بر طرح‌های کلان هوش مصنوعی، مراکز داده پیشرفته ابری و توسعه گردشگری، اقتصاد خود را از وابستگی سنتی به صادرات نفت خام نجات دهند. با وجود این، راهبرد نظامی ایران در هشدار نسبت به هدف‌گیری کابل‌های زیردریایی فیبر نوری در بستر تنگه هرمز و زیرساخت‌های دیجیتال شرکت‌های بزرگ فناوری در بحرین و امارات، پاشنه آشیل این مدل توسعه را نشانه رفته است. قطع هم‌زمان چند کابل ارتباطی زیردریایی به معنای از کار افتادن شریان حیاتی تبادل داده، فلج‌شدن تراکنش‌های مالی، توقف تجارت الکترونیکی و نابودی مراکز پردازش ابری است که اقتصاد دیجیتال این کشورها بر پایه آن بنا شده است.

هرگونه اقدام نظامی جدید، بازارهای جهانی انرژی را منفجر می کند و امنیت اروپا و خلیج فارس را هم‌زمان به ورطه نابودی می‌کشد

علاوه بر این، آمارهای تکان‌دهنده صندوق بین‌المللی پول درباره انقباض دو رقمی اقتصاد کشورهای عربی ازجمله رشد 16- درصدی عراق، 15- درصدی قطر و کویت، و 3- درصد عربستان اثبات کرد جنگ خلیج فارس بازی باخت-باخت برای همه است. کشورهای عربی با بازنگری در سیاست خارجی خود دریافته‌اند حضور پایگاه‌های نظامی خارجی در خاکشان، آن‌ها را به سپرهای انسانی در برابر پاسخ متقابل موشکی و پهپادی تبدیل کرده است. این واهمه عمیق از نابودی زیرساخت‌های انرژی و به خطر افتادن امنیت فیزیکی، پایتخت‌های عربی را واداشته است تا با فعال‌سازی سازوکارهای منطقه‌ای مانند ائتلاف R4، به دنبال ایجاد بازدارندگی دیپلماتیک مستقل در برابر سیاست‌های جنگ‌طلبانه واشنگتن و تل‌آویو باشند.

این تحولات در نشست استانبول به نقطه عطف خود رسید؛ جایی که وزیران امور خارجه ائتلاف منطقه‌ای به همراه قدرت‌های اروپایی و ایتالیا گردهم آمدند تا راهی برای خروج از مخمصه بیابند. در این نشست، گرچه تناقضات آشکاری میان دیدگاه‌های امنیتی غرب که همچنان بر مهار توانمندی‌های ایران تأکید دارند و واقع‌گرایی کشورهای آسیایی و غرب آسیا که ریشه اصلی بحران را در اشغالگری و یکجانبه‌گرایی آمریکا و رژیم صهیونیستی می‌دانند، وجود داشت؛ اما یک اشتراک نظر بنیادین حاصل شد: اعتراف به اینکه جنگ هیچ برنده‌ای ندارد و تداوم آن فاجعه‌آمیز است.

مقام‌های حاضر هشدار دادند هرگونه اقدام نظامی جدید، بازارهای جهانی انرژی را منفجر می کند و امنیت اروپا و خلیج فارس را هم‌زمان به ورطه نابودی می‌کشد؛ هرچند اختلاف‌نظرها نشان داد دیپلماسی در این سطح، تا دستیابی به توافق‌های عملیاتی و ریشه‌ای راه درازی در پیش دارد.

بهره سخن

اشتیاق فزاینده کشورهای عربی و اروپایی برای پایان‌دادن به بحران خلیج فارس، ریشه در عقلانیتی برخاسته از از دست دادن بقا دارد. اروپا از ترس فروپاشی رفاه اجتماعی و تورم ویرانگر سوخت و کشورهای عربی از ترس انهدام زیرساخت‌های دیجیتال و رکود عمیق اقتصادی، ناچار به پذیرش این حقیقت شده‌اند که مهار جنگ‌طلبی و باز کردن کانال‌های تعامل جدی با تهران، تنها مسیر نجات است.

اگر این بحران مهار نشود، ترکش‌های آن اقتصاد دیجیتال خلیج فارس و ساختار شکننده اتحادیه اروپا را زیر بار بحران انرژی فرو خواهد پاشید./ راهبرد معاصر

به اشتراک بگذارید:

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *